Browsing: معاونت پژوهش

فلسفه و اسرار حج

فلسفه و اسرار عمیق حج[۱]!.

مراسم پرشکوه حج- همچون عبادات دیگر- داراى برکات و آثار فراوانى‏ در فرد و جامعه اسلامى است که اگر طبق برنامه صحیح انجام پذیرد و از آن بهره بردارى درستى شود مى‏تواند هر سال منشا تحول تازه‏اى در جوامع اسلامى گردد.

این مناسک بزرگ در حقیقت داراى چهار بعد است که هر یک از دیگرى ریشه‏دارتر و پر سودتر است:

۱- بعد اخلاقى حج-

مهمترین فلسفه حج همان دگرگونى اخلاقى است که در انسانها به وجود مى‏آورد، مراسم” احرام” انسان را به کلى از تعینات مادى و امتیازات ظاهرى و لباسهاى رنگارنگ و زر و زیور بیرون مى‏برد، و با تحریم لذائذ و پرداختن به خودسازى که از وظائف محرم است او را از جهان ماده جدا کرده و در عالمى از نور و روحانیت و صفا فرو مى‏برد، و آنها را که در حال عادى بار سنگین امتیازات موهوم و درجه‏ها و مدالها را بر دوش خود احساس مى‏کنند یک مرتبه سبکبار و راحت و آسوده مى‏کند.

سپس مراسم دیگر حج یکى پس از دیگرى انجام مى‏گیرد، مراسمى که علاقه‏هاى معنوى انسان را لحظه به لحظه با خدایش محکمتر و رابطه او را نزدیکتر و قویتر مى‏سازد، او را از گذشته تاریک و گناه‏آلودش بریده و به آینده‏اى روشن و پر از صفا و نور پیوند مى‏دهد.

مخصوصا توجه به این حقیقت که مراسم حج در هر قدم یاد آور خاطرات ابراهیم بت‏شکن، و اسماعیل ذبیح اللَّه، و مادرش هاجر است، و مجاهدتها و گذشتها و ایثارگرى آنها را لحظه به لحظه در برابر چشمان انسان مجسم مى‏کند، و نیز توجه به اینکه سرزمین مکه عموما و مسجد الحرام و خانه کعبه و محل طواف خصوصا یاد آور خاطرات پیامبر اسلام و پیشوایان بزرگ و مجاهدتهاى مسلمانان صدر اول است این انقلاب اخلاقى عمیقتر مى‏گردد، به گونه‏اى که در هر گوشه‏اى از مسجد الحرام و سرزمین مکه انسان، چهره پیامبر ص و على ع و سایر پیشوایان بزرگ را مى‏بیند، و صداى آواى حماسه‏هاى آنها را مى‏شنود.

آرى اینها همه دست به دست هم مى‏دهند و زمینه یک انقلاب اخلاقى را در دلهاى آماده فراهم مى‏سازند، به گونه‏اى توصیف ناشدنى و رق زندگانى انسان را بر مى‏گردانند و صفحه نوینى در حیات او آغاز مى‏کنند.

بى جهت نیست که در روایات اسلامى مى‏خوانیم:” کسى که حج را به طور کامل انجام دهد

یخرج من ذنوبه کهیئته یوم ولدته امه!

“: از گناهان خود بیرون مى‏آید همانند روزى که از مادر متولد شده”[۲] آرى حج براى مسلمانان یک تولد ثانوى است، تولدى که آغازگر یک زندگى نوین انسانى مى‏باشد.

البته احتیاج به یاد آورى ندارد که این برکات و آثار- و آنچه بعدا به آن اشاره خواهیم کرد- نه براى کسانى است که از حج تنها به پوسته‏اى از آن قناعت کرده، و مغز آن را بدور افکنده‏اند و نه براى آنها که حج را وسیله تفریح و سیر و سیاحت و یا تظاهر و ریا و تهیه وسائل مادى شخصى قرار داده و هرگز به روح آن واقف نشده‏اند سهم آنها همان است که به آن رسیده‏اند!

۲- بعد سیاسى حج-:

به گفته یکى از بزرگان فقهاى اسلام مراسم حج در عین اینکه خالصترین و عمیقترین عبادات را عرضه مى‏کند، مؤثرترین وسیله براى پیشبرد اهداف سیاسى اسلام است.

روح عبادت، توجه به خدا، و روح سیاست، توجه به خلق خدا است، این دو در حج آن چنان به هم آمیخته‏اند که تار و پود یکپارچه!.

حج عامل مؤثرى براى وحدت صفوف مسلمانان است.حج عامل مبارزه با تعصبات ملى و نژاد پرستى و محدود شدن در حصار مرزهاى جغرافیایى است.

حج وسیله‏اى است براى شکستن سانسورها و از بین بردن خفقانهاى نظامهاى ظالمانه‏اى که در کشورهاى اسلامى حکمفرما مى‏شود.

حج وسیله‏اى است براى انتقال اخبار سیاسى کشورهاى اسلامى از هر نقطه به نقطه دیگر، و بالآخره حج، عامل مؤثرى است براى شکستن زنجیرهاى اسارت و استعمار و آزاد ساختن مسلمین.

و به همین دلیل در آن ایام که حاکمان جبار همچون بنى امیه و بنى عباس بر سرزمینهاى مقدس اسلامى حکومت مى‏کردند و هر گونه تماس میان قشرهاى مسلمان را زیر نظر مى‏گرفتند تا هر حرکت آزادى‏بخش را سرکوب کنند، فرا رسیدن موسم حج دریچه‏اى بود به سوى آزادى و تماس قشرهاى جامعه بزرگ اسلامى با یکدیگر و طرح مسائل مختلف سیاسى.

روى همین جهت امیر مؤمنان على ع به هنگامى که فلسفه فرائض و عبادات را مى‏شمرد در باره حج مى‏گوید:

الحج تقویه للدین:

” خداوند مراسم حج را براى تقویت آئین اسلام تشریع کرد”[۳] بى جهت نیست که یکى از سیاستمداران معروف بیگانه در گفتار پر معنى خود مى‏گوید:” واى به حال مسلمانان! اگر معنى حج را نفهمند، و واى به حال دشمنانشان اگر معنى حج را درک کنند”!.

و حتى در روایات اسلامى، حج به عنوان جهاد افراد ضعیف شمرده شده، جهادى که حتى پیر مردان و پیر زنان ناتوان با حضور در صحنه آن مى‏توانند شکوه و عظمت امت اسلامى را منعکس سازند، و با حلقه‏هاى تو در توى نمازگزاران‏ گرد خانه خدا و سر دادن آواى وحدت و تکبیر، پشت دشمنان اسلام را بلرزانند.

۳- بعد فرهنگى:

ارتباط قشرهاى مسلمانان در ایام حج مى‏تواند به عنوان مؤثرترین عامل مبادله فرهنگى و انتقال فکرها در آید.

مخصوصا با توجه به این نکته که اجتماع شکوهمند حج، نماینده طبیعى و واقعى همه قشرهاى مسلمانان جهان است (چرا که در انتخاب افراد براى رفتن به زیارت خانه خدا هیچ عامل مصنوعى مؤثر نیست و زوار کعبه از میان تمام گروه‏ها، نژادها، زبانهایى که مسلمانان به آن تکلم مى‏کنند بر خاسته و در آنجا جمع مى‏شوند).

لذا در روایات اسلامى مى‏خوانیم: یکى از فوائد حج نشر اخبار و آثار رسول اللَّه ص به تمام جهان اسلامى است.

” هشام بن حکم” که از دوستان دانشمند” امام صادق (ع)” است مى‏گوید:

از آن حضرت در باره فلسفه حج و طواف کعبه سؤال کردم، فرمود:

ان اللَّه خلق الخلق … و امرهم بما یکون من امر الطاعه فى الدین و مصلحتهم من امر دنیاهم فجعل فیه الاجتماع من الشرق و الغرب و لیتعارفوا و لینزع کل قوم من التجارات من بلد الى بلد …، و لتعرف آثار رسول اللَّه (ص) و تعرف اخباره و یذکر و لا ینسى:

” خداوند این بندگان را آفرید … و فرمانهایى در طریق مصلحت دین و دنیا به آنها داد، از جمله اجتماع مردم شرق و غرب را (در آئین حج) مقرر داشت تا مسلمانان به خوبى یکدیگر را بشناسند و از حال هم آگاه شوند، و هر گروهى سرمایه‏هاى تجارى را از شهرى به شهر دیگر منتقل کنند … و براى اینکه آثار پیامبر ص و اخبار او شناخته شود، مردم آنها را به خاطر آوردند و هرگز فراموش‏ نکنند”[۴] به همین دلیل در دورانها خفقان بارى که خلفا و سلاطین جور اجازه نشر این احکام را به مسلمانان نمى‏دادند آنها با استفاده از این فرصت، مشکلات خود را حل مى‏کردند و با تماس گرفتن با ائمه هدى ع و علماى بزرگ دین پرده از چهره قوانین اسلام و سنت پیامبر ص بر مى‏داشتند.

از سوى دیگر، حج مى‏تواند، مبدل به یک کنگره عظیم فرهنگى شود و اندیشمندان جهان اسلام در ایامى که در مکه هستند گرد هم آیند و افکار و ابتکارات خویش را به دیگران عرضه کنند.

اصولا یکى از بدبختیهاى بزرگ این است که مرزهاى کشور اسلامى سبب جدایى فرهنگى آنها شود، مسلمانان هر کشور تنها به خود بیندیشند، که در این صورت جامعه واحد اسلامى پاره پاره و نابود مى‏گردد، آرى حج مى‏تواند جلو این سرنوشت شوم را بگیرد.

و چه جالب مى‏فرماید: امام صادق ع در ذیل همان روایت هشام بن حکم:

و لو کان کل قوم انما یتکلمون على بلادهم و ما فیها هلکوا، و خربت البلاد، و سقطت الجلب و الارباح و عمیت الاخبار …

” اگر هر قوم و ملتى تنها از کشور و بلاد خویش سخن بگویند و تنها به مسائلى که در آن است بیندیشند همگى نابود مى‏گردند و کشورهایشان ویران مى‏شود، منافع آنها ساقط مى‏گردد و اخبار واقعى در پشت پرده قرار مى‏گیرد”[۵]

۴- بعد اقتصادى حج-

بر خلاف آنچه بعضى فکر مى‏کنند، استفاده از کنگره عظیم حج براى تقویت پایه‏هاى اقتصادى کشورهاى اسلامى نه تنها با روح‏ حج منافات ندارد بلکه طبق روایات اسلامى یکى از فلسفه آن را تشکیل مى‏دهد چه مانعى دارد مسلمانان در آن اجتماع بزرگ، پایه یک بازار مشترک اسلامى را بگذارند، و زمینه‏هاى مبادلاتى و تجارى را در میان خود به گونه‏اى فراهم سازند که نه منافعشان به جیب دشمنانشان بریزد، و نه اقتصادشان وابسته به اجانب باشد، که این دنیا پرستى نیست، عین عبادت است و جهاد.

و لذا در همان روایت” هشام بن حکم” از” امام صادق” ع ضمن بیان فلسفه‏هاى حج صریحا به این موضوع اشاره شده بود که یکى از اهداف حج، تقویت تجارت مسلمانان و تسهیل روابط اقتصادى است.

و در حدیث دیگرى از همان امام ع در تفسیر آیه” لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّکُمْ‏” (بقره- ۱۹۸) مى‏خوانیم که فرمود: منظور از این آیه کسب روزى است‏

فاذا احل الرجل من احرامه و قضى فلیشتر لیبع فى الموسم:

” هنگامى که انسان از احرام بیرون آید و مناسک حج را بجا آورد در همان موسم حج خرید و فروش کند (و این موضوع نه تنها گناه ندارد بلکه داراى ثواب است)[۶] همین معنى در ذیل حدیثى که از” امام على بن موسى الرضا” ع بطور مشروح در بیان فلسفه‏هاى حج وارد شده است آمده و در پایان آن مى‏فرماید:

لِیَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ‏[۷] اشاره به اینکه آیه” لِیَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ‏” هم منافع معنوى را شامل مى‏شود و هم منافع مادى را که از یک نظر همه معنوى است.

کوتاه سخن اینکه این عبادت بزرگ اگر بطور صحیح و کامل مورد بهره- بردارى قرار گیرد و زوار خانه خدا در آن ایام که در آن سرزمین مقدس حضور فعال دارند و دلهایشان آماده است از این فرصت بزرگ براى حل مشکلات گوناگون جامعه اسلامى با تشکیل کنگره‏هاى مختلف سیاسى و فرهنگى و اقتصادى استفاده کنند، این عبادت مى‏تواند از هر نظر مشکل‏گشا باشد، و شاید به همین دلیل است که امام صادق ع مى‏فرماید:

لا یزال الدین قائما ما قامت الکعبه:

” ما دام که خانه کعبه بر پا است اسلام هم بر پا است”[۸] و نیز على ع فرمود: خانه خدا را فراموش نکنید که اگر فراموش کنید هلاک خواهید شد

اللَّه اللَّه فى بیت ربکم لا تخلوه ما بقیتم فانه ان ترک لم تناظروا[۹]:

” خدا را خدا را، در مورد خانه پروردگارتان، هرگز آن را خالى نگذارید که اگر آن را ترک گوئید مهلت الهى از شما برداشته مى‏شود”!.

و نیز به خاطر اهمیت این موضوع است که فصلى در روایات اسلامى تحت این عنوان گشوده شده است که اگر یک سال مسلمانان بخواهند حج را تعطیل کنند بر حکومت اسلامى واجب است که با زور آنها را به مکه بفرستد[۱۰]

۴- تکلیف گوشتهاى قربانى در عصر ما

از آیات فوق به خوبى این معنى استفاده مى‏شود که هدف از قربانى کردن علاوه بر جنبه‏هاى معنوى و روحانى و تقرب به درگاه خداوند این است که گوشت آن به مصرفهاى لازم برسد هم قربانى کننده از آن استفاده کند و هم قسمتى را به فقیران نیازمند برساند.

از سوى دیگر تحریم اسراف در اسلام، چیزى نیست که بر کسى پوشیده باشد چرا که قرآن و روایات اسلامى و دلیل عقل آن را اثبات کرده است.

از مجموع این سخن چنین نتیجه مى‏گیریم که مسلمانان مجاز نیستند گوشتهاى قربانى را در سرزمین منى بر روى زمین بیندازند تا گندیده شود و یا در زیر خاکها مدفون کنند، و وجوب قربانى براى حجاج دلیل بر چنین عملى نمى‏تواند باشد، بلکه اگر نیازمندانى در آن روز و در آن سرزمین پیدا نشوند باید آن را به مناطق دیگر حمل کنند و به مصرف برسانند و این است مقتضاى جمع میان ادله (دقت کنید).

اما متاسفانه در عصر و زمان ما، بسیارى از مسلمانان به حکم اول عمل کرده، و حکم دوم را به دست فراموشى سپرده‏اند، و هر سال، هزاران هزار، قربانى که گوشتهاى آنها مى‏تواند نیازمندى تغذیه گروه عظیمى از محرومان را تا مدتى طولانى بر طرف گرداند در آن سرزمین مقدس به وضع بسیار زننده و نامطلوبى نابود مى‏شود، و تا کنون بسیارى از علما و متفکران و قشرهاى دیگر اسلامى در این زمینه با مقامات دولت حجاز صحبت کرده‏اند، و حتى داوطلب پرداخت هزینه‏هاى مؤسساتى که براى نگاهدارى و حمل و نقل آنها لازم است شده‏اند، اما جمود و خشکى روحانیین وهابى از یک سو، و بى اعتنایى مقامات دولت سعودى از سوى دیگر هنوز مانع انجام این کار است.

قطع نظر از مساله تحریم اسراف که یک امر مسلم اسلامى است، اصولا صحنه قربانگاه در روز عید قربان در حال حاضر بقدرى زننده و غیر منطقى به نظر مى‏رسد که افراد ضعیف الایمان را به تردید در اصل این برنامه مى‏اندازد، و به دشمنان دستاویز محکمى مى‏دهد، بى آنکه بدانند این نتیجه ندانم کاریهاى روحانیون آن منطقه و نظام حاکم بر آن سرزمین است، بنا بر این حفظ عظمت اسلام و اصالت مناسک حج، ایجاب مى‏کند که مسلمانان جهان از همه نقاط، مقامات این کشور را تحت فشار قرار دهند تا به این وضع وحشتناک پایان دهد و حکم اسلام را اجرا کند.

و اگر در روایات اسلامى مى‏خوانیم که بیرون بردن گوشت قربانى از سرزمین منى یا از حرم مکه ممنوع است، این مربوط به زمانهایى بوده که مصرف کننده در آنجا به قدر کافى وجود داشته است.

لذا در روایت صحیح که در منابع معتبر از امام صادق ع نقل شده چنین مى‏خوانیم: یکى از یاران امام ع از همین موضوع سؤال کرد امام فرمود:

کنا نقول لا یخرج منها بشى‏ء لحاجه الناس الیه، فاما الیوم فقد کثر الناس فلا باس باخراجه:

” ما سابقا دستور مى‏دادیم که چیزى از آن را از سرزمین منى بیرون نبرند چرا که مردم به آن نیاز داشتند اما امروز چون مردم (و قربانیان آنها) فزونى یافته‏اند، بیرون بردن آنها بى مانع است”[۱۱]

 

 

 



[۱]تفسیر نمونه، ج‏۱۴، ص:۷۵ الی ۸۵

[۲] – بحار الانوار ج ۹۹ صفحه ۲۶٫

[۳] – نهج البلاغه کلمات قصار شماره ۲۵۲٫

[۴] – وسائل الشیعه ج ۸ صفحه ۹٫

[۵] – همان مدرک سابق.

[۶] – تفسیر عیاشى طبق نقل تفسیر المیزان جلد ۲ صفحه ۸۶٫

[۷] –  بحار الانوار جلد ۹۹ صفحه ۳۲٫

[۸] – وسائل الشیعه جلد ۸ صفحه ۱۴٫

[۹] –  نهج البلاغه بخش نامه وصیت ۴۷٫

[۱۰] – وسائل الشیعه ج ۸ ص ۱۵″ باب وجوب اجبار الوالى الناس على الحج”.

[۱۱] –  وسائل الشیعه جلد ۱۰ صفحه ۱۵۰( ابواب الذبح باب ۴۲ حدیث ۵).

{ Add a Comment }

تعظیم استاد

 

نویسنده: امیر محمد زارع دانش آموخته مدرسه علمیه امام صادق علیه السلام کرج

یکی از آفاتبزرگ طلاب رعایت نکردن جایگاه استاد می باشد این آفت می تواند در همه ی مقاطع تحصیلی اعم از دبستان و راهنمایی و دبیرستان ،دانش پژوهان را تحت الشعاع قرار دهد.

از جمله چیزهایی که حوزه ی علمیه را نسبت به دیگر مراکز تحصیلی متمایز می کند همین احترام بسیار به استاد در کلاس درس است.

از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: و تواضعوا لمن طلبتم منه العلم و…[۱] ؛ در برابر آنکه از او علم ودانش فرا می گیرید تواضع کنید. این تواضع طلاب از روی اجبار و چاپلوسی نیست بلکه از روی باور قلبی می باشد.آنقدر مرتبه ی استاد بالا می باشد که پیامبر اسلام(ص) می فرماید: آباء الثلاثه .اب علمک و… ؛ پدران سه قسمت هستند: یکی آنکه از او علم می آموزی…[۲]

بیشتر علما بر این اعتقاد هستندکه غالب توفیقاتشان به سبب احترام به استاد است. فرزند آیه الله العظمی حائری(ره) بنیانگذار حوزه علمیه قم به نقل از پدرش می فرمودند:

توفیقاتی که به من مرهون و پرتو شد که توانستم حوزه علمیه را تشکیل دهم همه را مدیون خدماتی است که به استادم در ایام کسالت به ایشان می کردم.

چند نکته در گرامی داشتن استاد و رعایت جایگاه ایشان:

۱٫اگر کسی از او بد گفت از او دفاع کنی و از محاسن و خوبی های استاد برایشان بازگو کنی.

۲٫در صحبت کردن با او صیغه مفرد بکار مبر بلکه از جمع استفاده کن.

۳٫در غیابش نام او را با (آقا) صدا بزن.

۳٫اگر استاد گفت: تا همین محدوده که خواندیم برای امروز کفایت میکند .نباید اصرار کنید چراکه شاید تا آنجا مطالعه کرده است.

۴٫ اگر استاد داستان و یا روایتی را گفت فوری نگو که من شنیده ام یا سریع بقیه ی داستان را تعریف مکن.

۵٫ سعی بر این داشته باشیم که قبل از ورود استاد به کلاس با وضو بر سر کلاس برویم.  و آخرین نکته که اگر چیزی استاد به شما داد آن را با دست راست بگیر و اگر چیزی خواستی بدهی شما هم با دست راست بده یا اگر کتاب سر و ته است آن را تمییز و مرتب کن.

در روایتی ا امیر المومنین (ع) می فرماید: من علمنی حرفا فقط صیرنی عبدا. هر کس یک حرف از(علم و تجربیاتش) به من بیاموزد مرا بنده (احسان) خود کرده است.

حضرت آیت الله مجتهدی می فرمودندکه تجربه ی نیم قرن به من ثابت کرد اگر اساتید از تو راضی نباشد به جایی نخواهی رسید هر چند در این راه پر تلاش و ثابت قدم باشی.

البته تعظیم استاد صرف تعظیم ظاهری نیست بلکه باید باطنا هم، هیچ سوء ظنی به استاد نداشته باشی.به خاطر همین است که پیامبر اسلام (ص) می فرماید :  برکه العلم فی تعظیم الاستاد؛ یعنی برکت علم در تعظیم استاد میباشد.[۳]

پی نوشت:[۱] اصول کافی جلد۱ صفحه ۴۴

[۲] مواعظ العددیه صفحه ۱۲۷

[۳] همان صفحه (۱۵۷)

 

{ Add a Comment }

امام صادق علیه السلام محور وحدت مذاهب

بعد از جریان منع حدیث توسط خلیفه دوم، بسیاری از معارف دین که توسط پیامبر به اصحاب وی رسیده بود، از گردونه نشر و تبلیغ خارج شد. حتی طوری حکومت وقت در این زمینه اقدام کرد که بخش نامه شده بود اگر کسی نقل حدیث کند با او برخورد می شود.

این جریان تا زمان بنی امیه به قوت اجرایی شد اگرچه بزرگان از اصحاب پیامبر همچون امیر المؤمنین علیه السلام و شیعیان ایشان، در نقل حدیث و انتقال علوم اهتمام ویژه با روش های خاص داشتند.

در دوران خلافت امیر المؤمنین علیه السلام که دوران طلایی بعد پیامبر محسوب می شود حضرت با نامه نگاری، سخنرانی و جلسات خصوصی و توصیه های خاص، توانستند بسیاری از معارف را منتقل کنند. طوری که حجم بالای سخنان ایشان را ما در لابه لای جوامع حدیثی شیعه می یابیم که نهج البلاغه قطره ای از دریای سخنان مولا محسوب می شود.

هر کدام از امامان حسنین علیهم السلام هم، با توجه به جو اختناقی که بنی امیه ایجاد کرد سعی بلیغ در حفظ اصل اسلام داشتند.

در زمان بنی امیه جعل حدیث به نفع جریان حاکمیت رواج یافت و برخی از تازه مسلمانان، اسلام اموی را یاد گرفتند و نه اسلام محمدی  را.

اثر آموزه های اموی را در قتل فرزند رسول خدا به وضع بسیار اسف بار و با نهایت مظلومیت در حادثه کربلا می بینیم. امام حسین علیه السلام را  در واقع مسلمانی کشتند که مسلمان اموی بودند!

از زمان امام سجاد علیه السلام انتقال قدرت از بنی امیه به مروانی ها و بعدها به بنی العباس شروع شد. حاکمان جور زمانه مشغول بازی سیاسی خود شدند. امام سجادعلیه السلام در قالب دعا توانست بسیاری از معارف را منتقل کند.

 بعد از ایشان در زمان امام باقر علیه السلام فرصت باز سیاسی باعث شد ایشان بتوانند با تشکیل «جبهه علمی» معارف ناب محمدی را به شاگران خود منتقل کنند که هرکدام برای خود فقیهی بودند. این «حرکت جهادی» با آموزه های امام صادق علیه السلام در حد اعلای خود رسید. طوری که حجم احادیث امام صادق علیه السلام بسیار زیاده از مجموعه احادیث سابقین شد. دین مبین اسلام چهره واقعی خود را با تلاش های امام باقر علیه السلام و خصوصا امام صادق علیه السلام بیشتر نشان داد. برای همین است که مذهب تشیع بیشترین حجم معارف را در زمینه های مختلف دارد و جالب اینکه ائمه اربعه برادران اهل سنت نیز مدیون مدرسه امام صادق علیه السلام هستند اگرچه قدردان نعمت علم امام صادق علیه السلام نشدند و در برابر مکتب اهل البیت علیهم السلام، مذهب ابداع کردند.

اگر دقت بفرمائید می بینیم که فریقین- شیعه و سنی- مدیون علم امام صادق علیه السلام هستند و امام صادق علیه السلام می توانند محور وحدت بین مذاهب اسلامی باشند.

{ Add a Comment }