تابلو اعلانات معاونت آموزش

مدرسه علمیه امام صادق (ع) کرج تحت نظر مرکز مدیریت حوزه علمیه استان البرز و اشراف حضرات آقایان سید محمود مدرسی و سید کاظم مدرسی با مدیریت حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای منطقی سعادتی در حال حاضر در چهار بخش آموزش ، تهذیب و تبلیغ ، امور اجرایی و پژوهش خدمت رسانی می کند. این حوزه علمیه مرکز تربیت عالمان دینی و متخصصین مذهبی در استان البرز می‌باشد که با امکانات و توانمندی‌های بسیار بالا در حوزه علوم دینی فعالیت می‌کند و سالانه صدها طلبه و دانش‌پژوه را تربیت و به جامعه اسلامی هدیه می نماید .

دسترسی کاربران

امکانات وِیژه


ماه گرفتگی، فلسفه آن و احکام مربوطه

نوشته شده توسط مدیر سایت در . نوشته شده در مقالات

یاد داشتی که ملاحظه می فرمایید درباره فلسفه خسوف یعنی ماه گرفتگی، شیوه برخورد ما با آن و بیان چند حکم شرعی درباره آن است. حکمت خسوف یکی از سؤالات مهم انسانها در طول تاریخ این است که قیامت کی اتفاق خواهد افتاد. دلیل این پرسش یا حقیقت جویی بشر و یا حس کنجکاوی و یا آمادگی برای ورود به جهان دیگر است. قرآن کریم پرده از این سؤال برداشته و خصوصا از زبان تکذیب کنندگان روز قیامت می فرماید: ” یَسْئَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیامَهِ[۱]” یعنی می پرسد که کی روز قیامت خواهد بود؟! برای پاسخ به این سؤال ،خدای عز و جل چند نشانه از قیامت را  در قرآن بیان می دارد. مثلا می فرماید:  ” فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ وَ خَسَفَ الْقَمَرُ وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ[۲]“. ترجمه:  آنگاه که چشم در دیدن متحیر شود و خسوف خورشید وماه اتفاق افتد.  منظور از” خسوف‏ قمر” بى ‏نور شدن آن است. طبق آیه شریفه یکی از نشانه های قیامت خسوف است. که خدای عزوجل نمونه این خسوف را در طول سال ، در نقاط مختلف جهان با قرار دادن زمین بین خورشید و ماه و افتادن سایه زمین بر روی ماه نشان می دهد تا به جهانیان قدرت و عظمت و بزرگی خود را نشان دهد و به بندگان گوشزد کند که چنین اتفاقی در آستانه قیامت خواهد افتاد و ظلمت به خاطر خسوف کلی در خورشید و ماه،  همه جا را فرا خواهد گرفت. همگان اذعان دارند که ظلمت و تاریکی بدون یک سو از نور دهشت و وحشت زیادی می آورد و آرامش روحی و روانی انسان را به هم می زند. شاید به همین دلیل است که در آموزه های اسلامی برای کرنش در برابر این قدرت نمایی خدای عزوجل دستور داده شده است که هنگام خسوف و کسوف نماز آیات خوانده شود. از امام صادق علیه السلام در این باره  از پدرشان امام باقر علیه السلام  نقل شده است که حضرت فرمود:  زلزله‏ها و گرفتگى ماه و خورشید و بادهاى سخت و وحشت‏زا، از نشانه‏هاى قیامت است. هر گاه یکى از اینها را دیدید، به یاد برپایى قیامت بیفتید، به مسجدها پناه برید و نماز بخوانید.[۳] ازامام رضا علیه السلام در بیان علّت نماز آیات به هنگام کسوف فرموده‏اند:  کسوف آیتى است از آیات خدا که نمى‏دانیم به نشانه رحمت حقّ عزّ و جل ظاهر شده یا به منظور عذاب الهى پدید آمده، بارى نبى اکرم صلى الله علیه و آله دوست دارند که امّتشان هنگام ظهور کسوف در مقابل خالق و راحم فزع و جزع و تضرّع نموده تا شرّ آن از ایشان دفع گشته و بدین وسیله از امر مکروه مترتّب بر آن مصون بمانند، چنان چه قوم یونس وقتى در مقابل حقّ عزّ و جل تضرّع و جزع و فزع نمودند بارى تعالى عذاب را از آنها برگرداند.[۴][۵] تاکید به تدبر در آیات الهی امام سجاد علیه السّلام مى‏فرماید: جز شیعیان ما کسى به خاطر خسوف و کسوف و زلزله نمى‏ترسد و به خدا استغاثه نمى‏کند پس اگر یکى از این‏ها رخ داد به خدا پناه ببرید و به او مراجعه کنید شهید ثانى قدّس سرّه مى‏فرماید:  به هنگام نماز آیات پیش‏آمدهاى هولناک آخرت و زلزله‏هاى آن و گرفتگى خورشید و ماه و تاریکى قیامت و ترس خلائق از گرفتار شدن به عذاب و عقوبت الهى را بیاد آور. و دعا و تضرّع بسیار کن و با خوف و خضوع و خشوع از خدا رهایى از آن گرفتاریها را طلب کن و از او بخواه که تو را از آن ظلمت بگذراند و به نور رهنمون شود و از لغزشهایت چشم بپوشد. از گناهانت توبه کن به امید آنکه به این نفس شکسته و سرافکنده که از تقصیر خود حیا بر او غلبه کرده نظرى کند و توبه‏ات را بپذیرد و لغزشت را ندیده گیرد[۶].  سؤال:  اگر خورشید گرفتگى در شهر ما قابل رؤیت نباشد و یا در شهر دیگرى زلزله شود، نماز آیات بر ما واجب مى‏شود؟ همه مراجع: امورى که نماز آیات براى آنها واجب است، در هر محلى که اتفاق بیفتد، فقط مردم همان جا باید نماز آیات بخوانند و بر مردم شهرهاى مجاور آن، واجب نیست.[۷] کیفیت نماز آیات: این نماز دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد که جمعا ده رکوع مى‌شود که آن را می‌توان به یکی از این دو صورت بجا آورد: الف: بعد از نیت، تکبیره الاحرام گفته و سپس حمد و سوره را می‌‌خواند و به رکوع می‌‌رود سپس سر از رکوع برداشته بار دیگر حمد و سوره را می‌‌خواند و به رکوع می‌رود و آن گاه سر از رکوع برداشته به خواندن حمد و سوره می‌‌پردازد و همچنین تا پنج رکوع آن گاه بعد از رکوع پنجم به سجده می‌رود و بعد از سجده دوم برخاسته و رکعت دوم را نیز مانند رکعت اول را انجام می‌دهد و پس از سر برداشتن از سجده دوم تشهد می‌خواند و سلام می‌دهد و در این نماز فرقى بین این نیست که در ده بار حمد و سوره خواندن یک سوره را تکرار کند و یا ده سوره متفاوت بخواند. ب: بعد از نیت، تکبیره الاحرام گفته و سپس سوره حمد را خوانده و یک سوره کامل را پنج قسمت می کند، آن گاه بعد از حمد یک قسمت از آن سوره را می‌خواند و به رکوع می‌رود و سر از رکوع برداشته بدون این که حمد را تکرار کند قسمت دوم از همان سوره را می‌خواند و به رکوع می‌رود و مجدداً برخاسته قسمت سوم آن سوره را می‌خواند و به رکوع می رود و همچنین تا رکوع پنجم به طورى که قبل از رکوع پنجم همۀ سوره تمام شود و رکوع پنجم را به جاى آورده و سر از رکوع برداشته و به سجده می‌رود و پس از سجده دوم برخاسته رکعت دوم را نیز به همین ترتیب به جا می آورد.[۸] پی نوشت: [۱] – القیامه: آیه۶ [۲] – القیامه: ۹-۷ [۳] – وسائل‏الشیعه، ج ۷، ص ۴۸۷ .. [۴] -علل الشرائع، ترجمه ذهنى تهرانى، ج ۱، ص ۸۵۱ .. [۵]–  گروهى از مولفان، پرسش ها و پاسخ هاى‏دانشجویى، ۴۷جلد، دفتر نشر معارف – قم. [۶] – شبر، عبد الله،  ترجمه الاخلاق،نشر هجرت،قم،۱۳۸۷، ص۹۷ [۷] –  توضیح المسائل مراجع، م ۱۴۹۴؛ نورى، توضیح المسائل، م ۱۴۹۱؛ وحید، توضیح المسائل، م ۱۵۰۲ و خامنه‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۷۱۳٫ [۸] – توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، امام خمینی، توضیح المسائل (محشّی)، گردآورنده: بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسین، ج ‏۱، ص ۸۱۳، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق. محمد علی فتحی hajfathi.ir

فلسفه و اسرار حج

نوشته شده توسط مدیر سایت در . نوشته شده در 3- واحد تهذیب و تبلیغ, قرآن کریم, معاونت پژوهش, مقالات

فلسفه و اسرار عمیق حج[۱]!.

مراسم پرشکوه حج- همچون عبادات دیگر- داراى برکات و آثار فراوانى‏ در فرد و جامعه اسلامى است که اگر طبق برنامه صحیح انجام پذیرد و از آن بهره بردارى درستى شود مى‏تواند هر سال منشا تحول تازه‏اى در جوامع اسلامى گردد.

این مناسک بزرگ در حقیقت داراى چهار بعد است که هر یک از دیگرى ریشه‏دارتر و پر سودتر است:

۱- بعد اخلاقى حج-

مهمترین فلسفه حج همان دگرگونى اخلاقى است که در انسانها به وجود مى‏آورد، مراسم” احرام” انسان را به کلى از تعینات مادى و امتیازات ظاهرى و لباسهاى رنگارنگ و زر و زیور بیرون مى‏برد، و با تحریم لذائذ و پرداختن به خودسازى که از وظائف محرم است او را از جهان ماده جدا کرده و در عالمى از نور و روحانیت و صفا فرو مى‏برد، و آنها را که در حال عادى بار سنگین امتیازات موهوم و درجه‏ها و مدالها را بر دوش خود احساس مى‏کنند یک مرتبه سبکبار و راحت و آسوده مى‏کند.

سپس مراسم دیگر حج یکى پس از دیگرى انجام مى‏گیرد، مراسمى که علاقه‏هاى معنوى انسان را لحظه به لحظه با خدایش محکمتر و رابطه او را نزدیکتر و قویتر مى‏سازد، او را از گذشته تاریک و گناه‏آلودش بریده و به آینده‏اى روشن و پر از صفا و نور پیوند مى‏دهد.

مخصوصا توجه به این حقیقت که مراسم حج در هر قدم یاد آور خاطرات ابراهیم بت‏شکن، و اسماعیل ذبیح اللَّه، و مادرش هاجر است، و مجاهدتها و گذشتها و ایثارگرى آنها را لحظه به لحظه در برابر چشمان انسان مجسم مى‏کند، و نیز توجه به اینکه سرزمین مکه عموما و مسجد الحرام و خانه کعبه و محل طواف خصوصا یاد آور خاطرات پیامبر اسلام و پیشوایان بزرگ و مجاهدتهاى مسلمانان صدر اول است این انقلاب اخلاقى عمیقتر مى‏گردد، به گونه‏اى که در هر گوشه‏اى از مسجد الحرام و سرزمین مکه انسان، چهره پیامبر ص و على ع و سایر پیشوایان بزرگ را مى‏بیند، و صداى آواى حماسه‏هاى آنها را مى‏شنود.

آرى اینها همه دست به دست هم مى‏دهند و زمینه یک انقلاب اخلاقى را در دلهاى آماده فراهم مى‏سازند، به گونه‏اى توصیف ناشدنى و رق زندگانى انسان را بر مى‏گردانند و صفحه نوینى در حیات او آغاز مى‏کنند.

بى جهت نیست که در روایات اسلامى مى‏خوانیم:” کسى که حج را به طور کامل انجام دهد

یخرج من ذنوبه کهیئته یوم ولدته امه!

“: از گناهان خود بیرون مى‏آید همانند روزى که از مادر متولد شده”[۲] آرى حج براى مسلمانان یک تولد ثانوى است، تولدى که آغازگر یک زندگى نوین انسانى مى‏باشد.

البته احتیاج به یاد آورى ندارد که این برکات و آثار- و آنچه بعدا به آن اشاره خواهیم کرد- نه براى کسانى است که از حج تنها به پوسته‏اى از آن قناعت کرده، و مغز آن را بدور افکنده‏اند و نه براى آنها که حج را وسیله تفریح و سیر و سیاحت و یا تظاهر و ریا و تهیه وسائل مادى شخصى قرار داده و هرگز به روح آن واقف نشده‏اند سهم آنها همان است که به آن رسیده‏اند!

۲- بعد سیاسى حج-:

به گفته یکى از بزرگان فقهاى اسلام مراسم حج در عین اینکه خالصترین و عمیقترین عبادات را عرضه مى‏کند، مؤثرترین وسیله براى پیشبرد اهداف سیاسى اسلام است.

روح عبادت، توجه به خدا، و روح سیاست، توجه به خلق خدا است، این دو در حج آن چنان به هم آمیخته‏اند که تار و پود یکپارچه!.

حج عامل مؤثرى براى وحدت صفوف مسلمانان است.حج عامل مبارزه با تعصبات ملى و نژاد پرستى و محدود شدن در حصار مرزهاى جغرافیایى است.

حج وسیله‏اى است براى شکستن سانسورها و از بین بردن خفقانهاى نظامهاى ظالمانه‏اى که در کشورهاى اسلامى حکمفرما مى‏شود.

حج وسیله‏اى است براى انتقال اخبار سیاسى کشورهاى اسلامى از هر نقطه به نقطه دیگر، و بالآخره حج، عامل مؤثرى است براى شکستن زنجیرهاى اسارت و استعمار و آزاد ساختن مسلمین.

و به همین دلیل در آن ایام که حاکمان جبار همچون بنى امیه و بنى عباس بر سرزمینهاى مقدس اسلامى حکومت مى‏کردند و هر گونه تماس میان قشرهاى مسلمان را زیر نظر مى‏گرفتند تا هر حرکت آزادى‏بخش را سرکوب کنند، فرا رسیدن موسم حج دریچه‏اى بود به سوى آزادى و تماس قشرهاى جامعه بزرگ اسلامى با یکدیگر و طرح مسائل مختلف سیاسى.

روى همین جهت امیر مؤمنان على ع به هنگامى که فلسفه فرائض و عبادات را مى‏شمرد در باره حج مى‏گوید:

الحج تقویه للدین:

” خداوند مراسم حج را براى تقویت آئین اسلام تشریع کرد”[۳] بى جهت نیست که یکى از سیاستمداران معروف بیگانه در گفتار پر معنى خود مى‏گوید:” واى به حال مسلمانان! اگر معنى حج را نفهمند، و واى به حال دشمنانشان اگر معنى حج را درک کنند”!.

و حتى در روایات اسلامى، حج به عنوان جهاد افراد ضعیف شمرده شده، جهادى که حتى پیر مردان و پیر زنان ناتوان با حضور در صحنه آن مى‏توانند شکوه و عظمت امت اسلامى را منعکس سازند، و با حلقه‏هاى تو در توى نمازگزاران‏ گرد خانه خدا و سر دادن آواى وحدت و تکبیر، پشت دشمنان اسلام را بلرزانند.

۳- بعد فرهنگى:

ارتباط قشرهاى مسلمانان در ایام حج مى‏تواند به عنوان مؤثرترین عامل مبادله فرهنگى و انتقال فکرها در آید.

مخصوصا با توجه به این نکته که اجتماع شکوهمند حج، نماینده طبیعى و واقعى همه قشرهاى مسلمانان جهان است (چرا که در انتخاب افراد براى رفتن به زیارت خانه خدا هیچ عامل مصنوعى مؤثر نیست و زوار کعبه از میان تمام گروه‏ها، نژادها، زبانهایى که مسلمانان به آن تکلم مى‏کنند بر خاسته و در آنجا جمع مى‏شوند).

لذا در روایات اسلامى مى‏خوانیم: یکى از فوائد حج نشر اخبار و آثار رسول اللَّه ص به تمام جهان اسلامى است.

” هشام بن حکم” که از دوستان دانشمند” امام صادق (ع)” است مى‏گوید:

از آن حضرت در باره فلسفه حج و طواف کعبه سؤال کردم، فرمود:

ان اللَّه خلق الخلق … و امرهم بما یکون من امر الطاعه فى الدین و مصلحتهم من امر دنیاهم فجعل فیه الاجتماع من الشرق و الغرب و لیتعارفوا و لینزع کل قوم من التجارات من بلد الى بلد …، و لتعرف آثار رسول اللَّه (ص) و تعرف اخباره و یذکر و لا ینسى:

” خداوند این بندگان را آفرید … و فرمانهایى در طریق مصلحت دین و دنیا به آنها داد، از جمله اجتماع مردم شرق و غرب را (در آئین حج) مقرر داشت تا مسلمانان به خوبى یکدیگر را بشناسند و از حال هم آگاه شوند، و هر گروهى سرمایه‏هاى تجارى را از شهرى به شهر دیگر منتقل کنند … و براى اینکه آثار پیامبر ص و اخبار او شناخته شود، مردم آنها را به خاطر آوردند و هرگز فراموش‏ نکنند”[۴] به همین دلیل در دورانها خفقان بارى که خلفا و سلاطین جور اجازه نشر این احکام را به مسلمانان نمى‏دادند آنها با استفاده از این فرصت، مشکلات خود را حل مى‏کردند و با تماس گرفتن با ائمه هدى ع و علماى بزرگ دین پرده از چهره قوانین اسلام و سنت پیامبر ص بر مى‏داشتند.

از سوى دیگر، حج مى‏تواند، مبدل به یک کنگره عظیم فرهنگى شود و اندیشمندان جهان اسلام در ایامى که در مکه هستند گرد هم آیند و افکار و ابتکارات خویش را به دیگران عرضه کنند.

اصولا یکى از بدبختیهاى بزرگ این است که مرزهاى کشور اسلامى سبب جدایى فرهنگى آنها شود، مسلمانان هر کشور تنها به خود بیندیشند، که در این صورت جامعه واحد اسلامى پاره پاره و نابود مى‏گردد، آرى حج مى‏تواند جلو این سرنوشت شوم را بگیرد.

و چه جالب مى‏فرماید: امام صادق ع در ذیل همان روایت هشام بن حکم:

و لو کان کل قوم انما یتکلمون على بلادهم و ما فیها هلکوا، و خربت البلاد، و سقطت الجلب و الارباح و عمیت الاخبار …

” اگر هر قوم و ملتى تنها از کشور و بلاد خویش سخن بگویند و تنها به مسائلى که در آن است بیندیشند همگى نابود مى‏گردند و کشورهایشان ویران مى‏شود، منافع آنها ساقط مى‏گردد و اخبار واقعى در پشت پرده قرار مى‏گیرد”[۵]

۴- بعد اقتصادى حج-

بر خلاف آنچه بعضى فکر مى‏کنند، استفاده از کنگره عظیم حج براى تقویت پایه‏هاى اقتصادى کشورهاى اسلامى نه تنها با روح‏ حج منافات ندارد بلکه طبق روایات اسلامى یکى از فلسفه آن را تشکیل مى‏دهد چه مانعى دارد مسلمانان در آن اجتماع بزرگ، پایه یک بازار مشترک اسلامى را بگذارند، و زمینه‏هاى مبادلاتى و تجارى را در میان خود به گونه‏اى فراهم سازند که نه منافعشان به جیب دشمنانشان بریزد، و نه اقتصادشان وابسته به اجانب باشد، که این دنیا پرستى نیست، عین عبادت است و جهاد.

و لذا در همان روایت” هشام بن حکم” از” امام صادق” ع ضمن بیان فلسفه‏هاى حج صریحا به این موضوع اشاره شده بود که یکى از اهداف حج، تقویت تجارت مسلمانان و تسهیل روابط اقتصادى است.

و در حدیث دیگرى از همان امام ع در تفسیر آیه” لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّکُمْ‏” (بقره- ۱۹۸) مى‏خوانیم که فرمود: منظور از این آیه کسب روزى است‏

فاذا احل الرجل من احرامه و قضى فلیشتر لیبع فى الموسم:

” هنگامى که انسان از احرام بیرون آید و مناسک حج را بجا آورد در همان موسم حج خرید و فروش کند (و این موضوع نه تنها گناه ندارد بلکه داراى ثواب است)[۶] همین معنى در ذیل حدیثى که از” امام على بن موسى الرضا” ع بطور مشروح در بیان فلسفه‏هاى حج وارد شده است آمده و در پایان آن مى‏فرماید:

لِیَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ‏[۷] اشاره به اینکه آیه” لِیَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ‏” هم منافع معنوى را شامل مى‏شود و هم منافع مادى را که از یک نظر همه معنوى است.

کوتاه سخن اینکه این عبادت بزرگ اگر بطور صحیح و کامل مورد بهره- بردارى قرار گیرد و زوار خانه خدا در آن ایام که در آن سرزمین مقدس حضور فعال دارند و دلهایشان آماده است از این فرصت بزرگ براى حل مشکلات گوناگون جامعه اسلامى با تشکیل کنگره‏هاى مختلف سیاسى و فرهنگى و اقتصادى استفاده کنند، این عبادت مى‏تواند از هر نظر مشکل‏گشا باشد، و شاید به همین دلیل است که امام صادق ع مى‏فرماید:

لا یزال الدین قائما ما قامت الکعبه:

” ما دام که خانه کعبه بر پا است اسلام هم بر پا است”[۸] و نیز على ع فرمود: خانه خدا را فراموش نکنید که اگر فراموش کنید هلاک خواهید شد

اللَّه اللَّه فى بیت ربکم لا تخلوه ما بقیتم فانه ان ترک لم تناظروا[۹]:

” خدا را خدا را، در مورد خانه پروردگارتان، هرگز آن را خالى نگذارید که اگر آن را ترک گوئید مهلت الهى از شما برداشته مى‏شود”!.

و نیز به خاطر اهمیت این موضوع است که فصلى در روایات اسلامى تحت این عنوان گشوده شده است که اگر یک سال مسلمانان بخواهند حج را تعطیل کنند بر حکومت اسلامى واجب است که با زور آنها را به مکه بفرستد[۱۰]

۴- تکلیف گوشتهاى قربانى در عصر ما

از آیات فوق به خوبى این معنى استفاده مى‏شود که هدف از قربانى کردن علاوه بر جنبه‏هاى معنوى و روحانى و تقرب به درگاه خداوند این است که گوشت آن به مصرفهاى لازم برسد هم قربانى کننده از آن استفاده کند و هم قسمتى را به فقیران نیازمند برساند.

از سوى دیگر تحریم اسراف در اسلام، چیزى نیست که بر کسى پوشیده باشد چرا که قرآن و روایات اسلامى و دلیل عقل آن را اثبات کرده است.

از مجموع این سخن چنین نتیجه مى‏گیریم که مسلمانان مجاز نیستند گوشتهاى قربانى را در سرزمین منى بر روى زمین بیندازند تا گندیده شود و یا در زیر خاکها مدفون کنند، و وجوب قربانى براى حجاج دلیل بر چنین عملى نمى‏تواند باشد، بلکه اگر نیازمندانى در آن روز و در آن سرزمین پیدا نشوند باید آن را به مناطق دیگر حمل کنند و به مصرف برسانند و این است مقتضاى جمع میان ادله (دقت کنید).

اما متاسفانه در عصر و زمان ما، بسیارى از مسلمانان به حکم اول عمل کرده، و حکم دوم را به دست فراموشى سپرده‏اند، و هر سال، هزاران هزار، قربانى که گوشتهاى آنها مى‏تواند نیازمندى تغذیه گروه عظیمى از محرومان را تا مدتى طولانى بر طرف گرداند در آن سرزمین مقدس به وضع بسیار زننده و نامطلوبى نابود مى‏شود، و تا کنون بسیارى از علما و متفکران و قشرهاى دیگر اسلامى در این زمینه با مقامات دولت حجاز صحبت کرده‏اند، و حتى داوطلب پرداخت هزینه‏هاى مؤسساتى که براى نگاهدارى و حمل و نقل آنها لازم است شده‏اند، اما جمود و خشکى روحانیین وهابى از یک سو، و بى اعتنایى مقامات دولت سعودى از سوى دیگر هنوز مانع انجام این کار است.

قطع نظر از مساله تحریم اسراف که یک امر مسلم اسلامى است، اصولا صحنه قربانگاه در روز عید قربان در حال حاضر بقدرى زننده و غیر منطقى به نظر مى‏رسد که افراد ضعیف الایمان را به تردید در اصل این برنامه مى‏اندازد، و به دشمنان دستاویز محکمى مى‏دهد، بى آنکه بدانند این نتیجه ندانم کاریهاى روحانیون آن منطقه و نظام حاکم بر آن سرزمین است، بنا بر این حفظ عظمت اسلام و اصالت مناسک حج، ایجاب مى‏کند که مسلمانان جهان از همه نقاط، مقامات این کشور را تحت فشار قرار دهند تا به این وضع وحشتناک پایان دهد و حکم اسلام را اجرا کند.

و اگر در روایات اسلامى مى‏خوانیم که بیرون بردن گوشت قربانى از سرزمین منى یا از حرم مکه ممنوع است، این مربوط به زمانهایى بوده که مصرف کننده در آنجا به قدر کافى وجود داشته است.

لذا در روایت صحیح که در منابع معتبر از امام صادق ع نقل شده چنین مى‏خوانیم: یکى از یاران امام ع از همین موضوع سؤال کرد امام فرمود:

کنا نقول لا یخرج منها بشى‏ء لحاجه الناس الیه، فاما الیوم فقد کثر الناس فلا باس باخراجه:

” ما سابقا دستور مى‏دادیم که چیزى از آن را از سرزمین منى بیرون نبرند چرا که مردم به آن نیاز داشتند اما امروز چون مردم (و قربانیان آنها) فزونى یافته‏اند، بیرون بردن آنها بى مانع است”[۱۱]

 

 

 


[۱]تفسیر نمونه، ج‏۱۴، ص:۷۵ الی ۸۵

[۲] – بحار الانوار ج ۹۹ صفحه ۲۶٫

[۳] – نهج البلاغه کلمات قصار شماره ۲۵۲٫

[۴] – وسائل الشیعه ج ۸ صفحه ۹٫

[۵] – همان مدرک سابق.

[۶] – تفسیر عیاشى طبق نقل تفسیر المیزان جلد ۲ صفحه ۸۶٫

[۷] –  بحار الانوار جلد ۹۹ صفحه ۳۲٫

[۸] – وسائل الشیعه جلد ۸ صفحه ۱۴٫

[۹] –  نهج البلاغه بخش نامه وصیت ۴۷٫

[۱۰] – وسائل الشیعه ج ۸ ص ۱۵″ باب وجوب اجبار الوالى الناس على الحج”.

[۱۱] –  وسائل الشیعه جلد ۱۰ صفحه ۱۵۰( ابواب الذبح باب ۴۲ حدیث ۵).

لباس روحانیت

نوشته شده توسط مدیر سایت در . نوشته شده در 3- واحد تهذیب و تبلیغ, اخلاق و عرفان

یکی از سؤالات مهم مردم و نیز طلاب جوان درباره تاریخچه، منشأ، ضرورتها، باید ها و نباید ها، دائم یا مقطعی بودن لباس روحانیت است. در این باره مباحث زیادی بیان شده که شاید بتوانم در برخی پست ها به شبهات و سؤالات پیرامون آن پاسخ بدهیم. یکی از نویسندگان خوب حوزی جناب آقای عالم زاده نوری به صورت مستوفی به بحث در این خصوص پرداخته اند که در ادامه پیشنهاد می دهم فایل کتاب ایشان را با کلیک روی عکس دانلود کنید.  
از خدا بترسيد و تسليم ما باشيد،و امور خود را به ما واگذار كنيد،چون وظيفه ما است كه شما را بى‌نياز و سيراب نماييم، همان‌طورى كه ورود شما بر چشمه معرفت به وسيله ما مى‌باشد. (اكمال‌الدين/2/510)